در حالی که نگرانیها درباره تأثیر هوش مصنوعی بر بازار کار جهانی رو به افزایش است، تازهترین تحلیل مؤسسه مالی گلدمن ساکس (Goldman Sachs) نشان میدهد که فناوریهای هوش مصنوعی هنوز عامل اصلی ضعف فعلی در بازار کار نیستند. بر اساس این گزارش، شرکتها سریعتر از پیشبینیها در حال پذیرش هوش مصنوعی هستند، اما هدف اصلی آنها افزایش بهرهوری و رشد درآمد است، نه کاهش نیروهای انسانی.
جهش سریع در پذیرش هوش مصنوعی
طبق دادههای داخلی گلدمن ساکس، حدود ۳۷ درصد از شرکتها در حال حاضر از هوش مصنوعی در فعالیتهای خود استفاده میکنند — رقمی که بسیار بالاتر از برآورد رسمی اداره آمار آمریکا (حدود ۱۰ درصد) است.
از میان شرکتهای مورد بررسی:
- تنها ۱۱ درصد اعلام کردهاند که از هوش مصنوعی برای کاهش نیروی انسانی استفاده میکنند،
- در حالی که ۴۷ درصد از آن برای افزایش درآمد و بهبود بهرهوری بهره میبرند.
به گفته جوزف بریگز، اقتصاددان ارشد جهانی گلدمن ساکس، «الگوی غالب در میان شرکتها، استفاده از هوش مصنوعی برای رشد و نوآوری است، نه صرفاً کاهش هزینهها».
تأثیر واقعی بر اشتغال؛ تدریجی و کنترلشده
گلدمن ساکس در تحلیل خود تأکید میکند که تأثیر منفی هوش مصنوعی بر اشتغال تدریجی خواهد بود. بهگفتهی بریگز، هر موج نوآوری فناورانه در ابتدا موجب جابهجایی نیروی کار میشود، اما معمولاً ظرف دو تا سه سال به تعادل میرسد و حتی در بلندمدت، اشتغال را تقویت میکند.
این مؤسسه پیشبینی میکند که طی یک دهه آینده، حدود ۶ تا ۷ درصد از مشاغل ممکن است تحت تأثیر مستقیم اتوماسیون مبتنی بر هوش مصنوعی قرار گیرند. با این حال، این میزان بهقدری نیست که بتواند موجب رکود یا کاهش قابلتوجه در تقاضای کل بازار کار شود.
بریگز میگوید:
در مجموع، بازار کار احتمالاً با تأثیری ملایم روبهرو خواهد شد — نه بحرانی. این فناوری پتانسیل افزایش بهرهوری را دارد، اما جایگزینی گسترده انسانها در کوتاهمدت واقعبینانه نیست.
کدام صنایع پیشتازند؟
در میان صنایع مختلف، فناوری و خدمات اطلاعاتی با نرخ پذیرش ۶۳ درصدی در صدر قرار دارند و انتظار میرود تا سه سال آینده این رقم به ۹۰ درصد برسد.
پس از آن، مؤسسات مالی بیشترین سرعت رشد را در استفاده از هوش مصنوعی دارند؛ بهطوریکه تا سال ۲۰۲۸ بیش از ۸۰ درصد بانکها و شرکتهای سرمایهگذاری از ابزارهای مبتنی بر AI در تصمیمگیریها و خدمات خود استفاده خواهند کرد.
چالش اصلی: درک مدیران از هزینه و بازده فناوری
با وجود پیشرفت سریع، گلدمن ساکس هشدار میدهد که دستیابی به مزایای واقعی هوش مصنوعی نیازمند بازنگری عمیق در ساختار سازمانی و فرآیندهای کاری است.
بریگز توضیح میدهد:
برای آزاد کردن ظرفیت واقعی بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی، شرکتها باید درک دقیقی از هزینههای پیادهسازی، آموزش کارکنان و تغییر مدلهای کسبوکار خود داشته باشند.
به باور او، مدیرانی که صرفاً با هدف کاهش هزینهها به سمت AI میروند، احتمالاً از پتانسیل واقعی این فناوری بهره نخواهند برد.
نتیجهگیری: تکان، نه فروپاشی
بر اساس برآورد گلدمن ساکس، هوش مصنوعی بدون شک بازار کار را تکان خواهد داد، اما آن را در هم نخواهد شکست. تأثیر این فناوری بیش از آنکه ویرانگر باشد، دگرگونکننده است — با موجی از تغییرات تدریجی که هم فرصتهای تازه ایجاد میکند و هم مشاغل جدیدی را شکل میدهد.
در نهایت، بهگفته بریگز:
این نوع تحولات یکشبه رخ نمیدهند. مسیر پذیرش هوش مصنوعی، سفری است که شرکتها باید با برنامهریزی دقیق، دانش مدیریتی و درک انسانی از فناوری طی کنند.


