اگر به سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ میلادی برگردیم، اینترنت امروز تقریباً غیرقابل تصور به نظر میرسید. تلفنهای هوشمند هنوز به شکل امروزی همهگیر نشده بودند، شبکههای اجتماعی هنوز به بخش جداییناپذیر زندگی تبدیل نشده بودند و مفهوم «برند شخصی» برای بیشتر کاربران معنای خاصی نداشت.
در آن دوران، مایاسپیس (MySpace) یکی از مهمترین نامهای دنیای آنلاین بود؛ شبکهای اجتماعی که به کاربران اجازه میداد صفحه شخصی خود را با تصاویر، موسیقی، متن و حتی کدهای HTML شخصیسازی کنند. بسیاری از کاربران فقط برای دیدن فعالیت دوستانشان وارد سایت میشدند و پس از چند دقیقه خارج میشدند.
امروز، با افزایش نارضایتی از اینستاگرام، تیکتاک و سایر شبکههای اجتماعی، دوباره صحبت از بازگشت مایاسپیس مطرح شده است. برخی این پلتفرم را نماد دورانی میدانند که اینترنت سادهتر، انسانیتر و بدون سلطه الگوریتمها بود.
اما یک مشکل اساسی وجود دارد: این تصویر از گذشته کاملاً واقعی نیست.
آنچه بسیاری از کاربران امروز برایش دلتنگ هستند، احتمالاً خود مایاسپیس نیست؛ بلکه نوعی اینترنت است که در آن احساس میکردند کنترل بیشتری بر تجربه آنلاین خود دارند.
چرا مردم اینترنت اوایل دهه ۲۰۰۰ را رمانتیک میکنند؟
نوستالژی معمولاً بخشهای ناخوشایند گذشته را کمرنگ و خاطرات مثبت را پررنگ میکند. به همین دلیل است که با گذشت زمان، بسیاری از مردم تصور میکنند موسیقی، فیلم، روابط اجتماعی و حتی اینترنت گذشته بهتر از امروز بوده است.
در مورد شبکه اجتماعی مایاسپیس نیز همین اتفاق رخ داده است.
کاربران آن دوران معمولاً تولیدکننده محتوا به معنای امروزی نبودند. کسی دائماً به تعداد بازدید، نرخ تعامل، فالوئر یا «برند شخصی» خود فکر نمیکرد. افراد وارد پروفایل دوستانشان میشدند، موسیقی گوش میدادند، ظاهر صفحه خود را تغییر میدادند و در نهایت از سایت خارج میشدند.
اینترنت هم کوچکتر بود و همین موضوع اهمیت زیادی داشت. تعداد کاربران، تولیدکنندگان محتوا و حجم اطلاعات قابل مقایسه با امروز نبود. بنابراین پلتفرمها نیز با مشکل امروزی یعنی انتخاب چند محتوای مناسب از میان سیلی عظیم اطلاعات مواجه نبودند.
در نتیجه، آنچه امروز بهعنوان «اینترنت بدون الگوریتم» به یاد آورده میشود، تا حد زیادی نتیجه کوچکتر بودن اینترنت است، نه فقدان کامل الگوریتمها.
آیا مایاسپیس واقعاً بدون الگوریتم بود؟
خیر.
یکی از مهمترین سوءبرداشتها درباره مایاسپیس این است که این شبکه اجتماعی کاملاً بدون الگوریتم فعالیت میکرد. در واقع، سایت مایاسپیس (myspace.com) نیز از الگوریتمها برای بخشهایی مانند جستوجوی پروفایلها، پیشنهاد دوستان و مرتبسازی برخی اطلاعات استفاده میکرد.
البته الگوریتمهای آن دوران با سیستمهای پیچیده امروزی قابل مقایسه نبودند.
تفاوت اصلی اینجاست که امروز الگوریتمها نقش بسیار گستردهتری در تجربه کاربر دارند. شبکههای اجتماعی میتوانند بر اساس رفتار شما تصمیم بگیرند چه محتوایی را ببینید، چه چیزی بیشتر در صفحه شما نمایش داده شود و حتی چه زمانی دوباره به اپلیکیشن برگردید.
بنابراین مشکل اصلی احتمالاً وجود الگوریتم نیست؛ بلکه نوع استفاده از الگوریتمهاست.
مشکل شبکههای اجتماعی امروز الگوریتم است یا الگوریتم بد؟
الگوریتم به خودی خود دشمن کاربر نیست. موتورهای جستوجو، فروشگاههای اینترنتی، سرویسهای پخش موسیقی و بسیاری از ابزارهای روزمره بدون الگوریتمها عملاً قابل استفاده نیستند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که الگوریتم به جای کمک به کاربر، صرفاً برای افزایش مدت حضور او در پلتفرم طراحی شود.
کاربران امروز از این خستهاند که دائماً محتوای مشابه ببینند، در چرخههای تکراری گرفتار شوند و بدون اینکه بدانند چرا، با محتوایی مواجه شوند که سیستم برایشان انتخاب کرده است.
به همین دلیل عبارت «من از الگوریتم متنفرم» لزوماً به معنای مخالفت با فناوری الگوریتمی نیست. شاید معنای واقعی آن این باشد:
«من نمیخواهم یک سیستم نامرئی همیشه به جای من تصمیم بگیرد چه چیزی ببینم.»
آیا بازگشت به فید زمانی مشکل را حل میکند؟
یکی از پیشنهادهای رایج برای مقابله با الگوریتمهای امروزی، بازگشت به فید chronological یا زمانی است؛ یعنی پستها دقیقاً به ترتیب انتشار نمایش داده شوند.
در نگاه اول، این راهحل بسیار ساده و جذاب است. اما فید زمانی نیز نوعی سیستم رتبهبندی محسوب میشود.
در این مدل، به جای اینکه الگوریتم محتوا را بر اساس علاقه احتمالی شما مرتب کند، تازگی محتوا تعیین میکند چه چیزی بالاتر قرار بگیرد.
در نتیجه، افرادی که بیشتر پست میگذارند شانس بیشتری برای دیده شدن دارند. کسانی که زمان بیشتری برای تولید محتوا دارند نیز میتوانند فضای بیشتری از فید را اشغال کنند.
از طرف دیگر، اگر چند ساعت وارد شبکه اجتماعی نشوید، ممکن است تعداد زیادی از پستهای مهم دوستانتان را از دست بدهید.
بنابراین فید زمانی الزاماً عادلانهتر یا بهتر نیست؛ فقط قوانین متفاوتی دارد.
مردم واقعاً از شبکههای اجتماعی چه میخواهند؟
اگر مسئله واقعاً حذف الگوریتمها نیست، پس دلیل موج جدید علاقه به شبکه اجتماعی مایاسپیس چیست؟
احتمالاً پاسخ را باید در یک کلمه پیدا کرد: کنترل.
کاربران میخواهند بدانند چرا یک محتوا به آنها پیشنهاد شده است. میخواهند بتوانند بین فید زمانی و فید شخصیسازیشده انتخاب کنند. دوست دارند سیستم پیشنهادها را تا حدی تنظیم کنند و بدانند چه عواملی روی محتوای نمایشدادهشده تأثیر میگذارد.
به بیان سادهتر، کاربران الزاماً اینترنت بدون الگوریتم نمیخواهند؛ آنها اینترنتی میخواهند که الگوریتمهای آن شفافتر و قابلکنترلتر باشند.
این تفاوت بسیار مهم است.
آیا مایاسپیس دوباره موفق خواهد شد؟
گزارشهایی درباره احتمال بازگشت سایت مایاسپیس دات کام منتشر شده و مدیران Viant Technology، شرکت مادر این پلتفرم، نیز از برنامههایی برای راهاندازی دوباره آن صحبت کردهاند.
اگر شبکه اجتماعی مایاسپیس دوباره فعالیت خود را آغاز کند، احتمالاً در روزها و هفتههای نخست با موج عظیمی از توجه روبهرو خواهد شد. تیترهای نوستالژیک منتشر میشوند، کاربران قدیمی خاطراتشان را به اشتراک میگذارند و بسیاری از افراد اعلام میکنند که آماده ترک شبکههای اجتماعی فعلی هستند.
اما سؤال مهم این است که بعد از فروکش کردن هیجان اولیه چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بازگرداندن نام مایاسپیس بهتنهایی کافی نیست. کاربران امروزی انتظارات کاملاً متفاوتی از این سایت خواهند داشت و از طرفی به حجم عظیمی از محتوا، ارتباطات و امکانات عادت کردهاند.
اگر نسخه جدید سایت مایاسپیس نتواند تجربهای جذاب و کاربردی ارائه کند، احتمالاً نوستالژی خیلی زود جای خود را به بیحوصلگی خواهد داد.
مایاسپیس راهحل مشکل شبکههای اجتماعی نیست
شاید مهمترین نکته این باشد که مشکل امروز شبکههای اجتماعی با بازگرداندن یک پلتفرم قدیمی حل نمیشود.
مایاسپیس محصول زمان خودش بود. اینترنت سال ۲۰۰۸ میلادی کوچکتر بود، تعداد کاربران کمتر بود و رقابت برای جلب توجه به اندازه امروز شدید نبود.
امروز مسئله اصلی چیز دیگری است: کاربران به همهچیز دسترسی دارند، اما احساس میکنند کنترل چندانی بر آنچه میبینند ندارند.
از این زاویه، نوستالژی مایاسپیس بیشتر از آنکه یک درخواست برای بازگشت به گذشته باشد، نوعی اعتراض به وضعیت فعلی اینترنت است.
کاربران شاید واقعاً نمیخواهند به سال ۲۰۰۸ میلادی برگردند؛ آنها میخواهند احساس کنند دوباره مالک تجربه آنلاین خود هستند.
جمعبندی
بازگشت احتمالی سایت مایاسپیس (www.myspace.com) میتواند جذاب باشد، اما نباید آن را با بازگشت «اینترنت بدون الگوریتم» اشتباه گرفت. مایاسپیس نیز الگوریتم داشت و فید زمانی هم راهحل کاملی برای مشکلات شبکههای اجتماعی نیست.
آنچه امروز بیش از هر چیز کمبودش احساس میشود، شفافیت، انتخاب و کنترل کاربر است.
اگر شبکههای اجتماعی آینده بتوانند به کاربران اجازه دهند بفهمند چرا چیزی میبینند، چه چیزی را بیشتر یا کمتر مشاهده کنند و تا چه اندازه الگوریتم در تجربه آنها دخالت داشته باشد، شاید بتوانند همان حس آزادی و سادگیای را ایجاد کنند که بسیاری از کاربران امروز به اشتباه در مایاسپیس جستوجو میکنند.
در نهایت، مسئله نه شبکه اجتماعی مایاسپیس است و نه حتی خود الگوریتم؛ مسئله این است که چه کسی کنترل تجربه ما در اینترنت را در اختیار دارد.


