امروزه تقریباً کافی است چند دقیقه در اینستاگرام، تردز یا تیکتاک وقت بگذرانید تا با پستهایی از تولیدکنندگان محتوا مواجه شوید که درباره بهترین پرامپتهای ChatGPT صحبت میکنند، کاربردهای هوش مصنوعی را به اشتراک میگذارند یا از ابزارهایی مانند Claude Cowork بهعنوان یکی از اعضای جدید تیم کاری خود یاد میکنند.
هوش مصنوعی در مدتزمانی کوتاه از یک فناوری بحثبرانگیز و نسبتاً تخصصی به بخشی از زندگی روزمره بسیاری از افراد تبدیل شده است؛ حتی برای کسانی که شغل اصلیشان تولید محتوا و خلق آثار جدید است.
اما رابطه تولیدکنندگان محتوا با هوش مصنوعی به این سادگی نیست. از یک سو، ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند بسیاری از کارهای زمانبر و اداری را ساده کنند و فرصت بیشتری برای خلاقیت در اختیار سازندگان قرار دهند. از سوی دیگر، همین فناوری پرسشهای جدی درباره مالکیت فکری، اصالت، رضایت صاحبان آثار، استفاده از محتوا برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی و حتی تأثیرات زیستمحیطی آن ایجاد کرده است.
بر اساس گزارش «آینده اقتصاد تولیدکنندگان محتوا در سال ۲۰۲۶» که توسط Epidemic Sound منتشر شده و دیدگاه ۳ هزار تولیدکننده محتوا در آمریکا و بریتانیا را بررسی کرده است، ۹۴ درصد از تولیدکنندگان محتوا در حال حاضر به نوعی از هوش مصنوعی استفاده میکنند. نزدیک به سهچهارم این افراد نیز انتظار دارند میزان استفاده از هوش مصنوعی خود را در سال آینده افزایش دهند.
با این حال، پشت این آمار یک واقعیت مهم وجود دارد: بسیاری از تولیدکنندگان محتوا حاضر نیستند همه بخشهای فرایند خلاقیت خود را به هوش مصنوعی بسپارند.
چرا تولیدکنندگان محتوا به هوش مصنوعی روی آوردهاند؟
یکی از مهمترین دلایل استقبال تولیدکنندگان محتوا از هوش مصنوعی، دسترسی آسان و هزینه نسبتاً پایین آن است.
برای یک تولیدکننده محتوای مستقل که هنوز توانایی استخدام نویسنده، دستیار، ویراستار، مدیر شبکههای اجتماعی یا نیروی اداری را ندارد، ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند تا حدی نقش یک دستیار چندمنظوره را ایفا کنند.
تولید محتوا از بیرون ممکن است شغلی خلاقانه و جذاب به نظر برسد، اما بخش قابل توجهی از زمان تولیدکنندگان صرف کارهایی میشود که ارتباط مستقیمی با ایدهپردازی و خلق اثر ندارند؛ از نوشتن و بررسی قراردادها گرفته تا تهیه کپشن، نوشتن مقاله، آمادهسازی متن برای شبکههای اجتماعی و تبدیل یک محتوا به قالبهای مختلف برای پلتفرمهای گوناگون.
این کارها ضروریاند، اما میتوانند زمان زیادی از سازنده محتوا بگیرند.
بر اساس گزارش Epidemic Sound، ۴۶ درصد از تولیدکنندگان محتوا از هوش مصنوعی برای بهبود یا بازاریابی محتوای خود استفاده میکنند و ۴۴ درصد نیز برای تولید ایده یا نوشتن اسکریپت از آن کمک میگیرند.
در عین حال، حدود ۳۰ درصد از تولیدکنندگان مورد بررسی، محتوای کاملاً تولیدشده توسط هوش مصنوعی ایجاد میکنند.
این آمار نشان میدهد استفاده از AI در اقتصاد تولیدکنندگان محتوا فقط به یک کاربرد محدود خلاصه نمیشود؛ بلکه از ایدهپردازی و بازاریابی تا تولید کامل محتوا را دربر میگیرد.
با این حال، میزان استفاده از هوش مصنوعی لزوماً نشان نمیدهد که تولیدکنندگان محتوا درباره این فناوری چه دیدگاهی دارند.
هوش مصنوعی از نگاه تولیدکنندگان محتوا؛ یک دستیار برای کارهای کمارزش
برای بسیاری از تولیدکنندگان محتوا، بهخصوص افرادی که تازه کسبوکار خود را آغاز کردهاند، هوش مصنوعی میتواند چیزی شبیه به یک شریک کاری باشد که در مراحل ابتدایی راهاندازی کسبوکار، امکان پرداخت هزینه استخدام آن وجود ندارد.
مشکل اینجاست که تولید محتوا فقط به خلق محتوا محدود نمیشود. یک سازنده باید همزمان به مسائل تجاری، قراردادها، کپشنها، وبلاگ، شبکههای اجتماعی و دهها وظیفه جانبی دیگر نیز رسیدگی کند.
در چنین شرایطی، هوش مصنوعی میتواند بخشی از کارهای تکراری را برعهده بگیرد و زمان بیشتری برای فعالیتهای اصلی در اختیار تولیدکننده قرار دهد.
هوش مصنوعی برای امور اداری و ایدهپردازی
Lauren Pickett، تولیدکننده محتوایی که در اینستاگرام حدود ۴۰ هزار دنبالکننده دارد، درباره استفاده خود از هوش مصنوعی مرز مشخصی تعیین کرده است.
او میگوید هوش مصنوعی برای کارهای اداری مانند نوشتن و بررسی قراردادها برایش مفید است. همچنین از آن در سطح کلی برای پیدا کردن ایدههای خلاقانه استفاده میکند، اما در نهایت این ایدهها را خودش اصلاح و تکمیل میکند.
این رویکرد یک الگوی قابل توجه را نشان میدهد: هوش مصنوعی بهعنوان دستیار، نه جایگزین خالق اثر.
واگذاری کارهای تکراری به هوش مصنوعی
Becky Pierson Davidson، سازنده پادکست اجتماعی و بنیانگذار Affinity Collective، نیز رویکرد مشابهی دارد.
او ایدهها، تفکر انتقادی و صدای اصلی پادکست و خبرنامه خود را شخصاً حفظ میکند. در عوض، از هوش مصنوعی برای انجام بخشی از کارهای پس از تولید استفاده میکند.
برای مثال، متن پیادهسازیشده پادکست و نوشتههای خودش را در اختیار ابزارهای هوش مصنوعی قرار میدهد تا در تهیه یادداشتهای برنامه و کپشنهای شبکههای اجتماعی کمک کنند؛ سپس خودش این خروجیها را اصلاح میکند.
منطق این رویکرد ساده است: بخش خلاق و فکری کار باید متعلق به خود سازنده باقی بماند، اما کارهای دستی و کمارزش را میتوان تا حدی خودکار کرد.
این دیدگاه با نتایج گزارش Epidemic Sound نیز همخوانی دارد. ۸۲ درصد از تولیدکنندگان محتوا معتقدند اگر هوش مصنوعی به شکل مسئولانه مورد استفاده قرار گیرد، میتواند خلاقیت را افزایش دهد.
بنابراین برای بخش قابل توجهی از تولیدکنندگان، مسئله اصلی استفاده یا عدم استفاده از هوش مصنوعی نیست؛ بلکه تعیین مرز استفاده از آن است.
تولیدکنندگان محتوا کجا برای هوش مصنوعی خط قرمز میکشند؟
با وجود استقبال گسترده از هوش مصنوعی، رابطه تولیدکنندگان محتوا با این فناوری همچنان پیچیده است.
یکی از مهمترین نقاط مشترک میان آنها، نگرانی درباره مالکیت و اصالت اثر است.
Lauren Pickett معتقد است نمیخواهد هوش مصنوعی ویرایش یا بخش اصلی فرایند خلاقانه کارش را برعهده بگیرد. از نگاه او، همین بخش خلاقانه چیزی است که کار تولیدکننده را جذاب و منحصربهفرد میکند.
این نگرانی فقط به مسئله کیفیت خروجی محدود نمیشود. برای بسیاری از سازندگان، فرایند خلق اثر بخشی از هویت حرفهای آنهاست.
اگر ایده، سبک، صدا، روایت و تصمیمهای خلاقانه بهطور کامل توسط یک سیستم هوش مصنوعی تولید شوند، این پرسش مطرح میشود که چه چیزی هنوز متعلق به خود سازنده است؟
ترس از استفاده بدون اجازه از آثار تولیدکنندگان
نگرانی دیگری که در میان تولیدکنندگان محتوا افزایش یافته، این است که فناوریای که امروز به آنها برای تولید سریعتر کمک میکند، میتواند فردا برای تقلید از خود آنها مورد استفاده قرار گیرد.
بر اساس گزارش Epidemic Sound، ۹۳ درصد از تولیدکنندگان محتوا هوش مصنوعی را با خطرات قابل توجهی مرتبط میدانند.
این نگرانیها شامل مواردی مانند:
- انتشار محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی بدون اعلام این موضوع
- استفاده از آثار تولیدکنندگان برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی بدون اجازه آنها
- تقلید از صدا و سبک یک تولیدکننده توسط هوش مصنوعی
- بازسازی چهره یا هویت بصری افراد
- و مسائل مربوط به رضایت و مالکیت آثار
است.
این نگرانیها صرفاً فرضی نیستند. ابزارهایی که میتوانند صدا، چهره و حتی ویژگیهای سبکی افراد را شبیهسازی کنند، بهسرعت در حال توسعهاند.
در نتیجه، مسئله رضایت و مالکیت در اقتصاد تولیدکنندگان محتوا هر روز پیچیدهتر میشود.
مشکل فقط مالکیت محتوا نیست؛ نگرانیهای زیستمحیطی و اخلاقی AI
بحث درباره هوش مصنوعی برای تولیدکنندگان محتوا فقط به سرعت و کیفیت تولید یا مالکیت فکری محدود نمیشود.
برخی سازندگان نگرانیهای گستردهتری درباره آثار اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی این فناوری دارند.
Kary Van Collins، تولیدکننده محتوای حوزه تأثیرات اجتماعی که حدود ۲۱ هزار دنبالکننده در اینستاگرام دارد، معتقد است هوش مصنوعی میتواند پیامدهای منفی برای محیط زیست، سلامت عاطفی و روانی انسانها و اقتصاد داشته باشد.
از نگاه او، درست است که AI میتواند برخی کارها را سادهتر و سریعتر کند، اما باید پرسید این افزایش بهرهوری با چه هزینهای به دست میآید.
با این حال، Van Collins نیز معتقد نیست که کنار گذاشتن کامل هوش مصنوعی راهحل عملی باشد. یکی از دلایل این است که هوش مصنوعی به شکل فزایندهای در خود پلتفرمهای دیجیتال و ابزارهای مورد استفاده تولیدکنندگان محتوا ادغام شده و گاهی کاربران حتی انتخاب کاملی درباره استفاده از آن ندارند.
او گاهی از AI برای کارهای عملی مانند خلاصهکردن اسکریپتهای طولانی یا بررسی مفاد قراردادها استفاده میکند، اما برای جایگزین کردن تفکر انتقادی و خلاقیت خود به آن متکی نیست.
این مرزبندی نشان میدهد مخالفت با استفاده کامل از هوش مصنوعی لزوماً به معنای رد کامل این فناوری نیست.
چالش اصلی تولیدکنندگان محتوا در عصر هوش مصنوعی چیست؟
مسئله اصلی برای بسیاری از سازندگان محتوا این نیست که آیا باید از هوش مصنوعی استفاده کنند یا نه.
چالش واقعی این است که کدام بخش از کار را میتوان به AI سپرد و کدام بخش باید همچنان در اختیار انسان باقی بماند؟
از یک طرف، بازار تولید محتوا به سمت استفاده بیشتر از فناوریهای هوش مصنوعی حرکت میکند. تولیدکنندهای که بتواند کارهای تکراری را سریعتر انجام دهد، زمان بیشتری برای فعالیتهای مهمتر خواهد داشت.
از طرف دیگر، اگر تمام مراحل تولید از ایدهپردازی گرفته تا نگارش و ویرایش و تولید نهایی به ماشین واگذار شود، ممکن است تفاوت میان محتوای یک سازنده با هزاران محتوای مشابه کمتر شود.
در چنین شرایطی، چیزی که ارزش بیشتری پیدا میکند ممکن است همان بخشهایی باشد که هوش مصنوعی نمیتواند بهسادگی جایگزین آنها شود: تجربه شخصی، نگاه منحصربهفرد، قضاوت، خلاقیت، داستانگویی و صدای واقعی سازنده.
جمعبندی؛ تولیدکنندگان محتوا AI را میپذیرند، اما نه به قیمت از دست دادن خلاقیت
آمار ۹۴ درصدی استفاده از هوش مصنوعی در میان تولیدکنندگان محتوا در گزارش Epidemic Sound در نگاه اول بسیار قابل توجه است، اما شاید مهمتر از میزان استفاده، این باشد که این افراد چه کارهایی را حاضر نیستند به هوش مصنوعی واگذار کنند.
الگوی مشترک میان بسیاری از سازندگان این است که AI را بهعنوان یک ابزار کمکی میپذیرند، اما تمایلی ندارند آن را جایگزین خلاقیت و تفکر خود کنند.
هوش مصنوعی میتواند قراردادها را بررسی کند، متنهای طولانی را خلاصه کند، برای یک موضوع ایده پیشنهاد دهد، از یک متن کپشن بسازد یا بخشی از کارهای تکراری را انجام دهد. همین موضوع میتواند زمان بیشتری برای فعالیتهایی ایجاد کند که حضور خود سازنده در آنها ضروری است.
در مقابل، مسائلی مانند اصالت، مالکیت اثر، صدای شخصی، تفکر انتقادی و تصمیمهای خلاقانه همچنان از مهمترین مرزهای مورد توجه تولیدکنندگان محتوا هستند.
به نظر میرسد رابطه تولیدکنندگان با هوش مصنوعی در آینده نیز نه کاملاً دوستانه و نه کاملاً خصمانه باشد؛ بلکه رابطهای مبتنی بر استفاده انتخابی و کنترلشده خواهد بود.
در این رویکرد، هدف اصلی جایگزین کردن انسان نیست، بلکه حذف بخشی از کارهایی است که الزاماً به حضور مستقیم او نیاز ندارند. به بیان سادهتر، تولیدکنندگانی که امروز از AI استفاده میکنند، بیش از آنکه بخواهند کمتر خلق کنند، میخواهند زمان بیشتری برای خلق کردن داشته باشند.


