در ابتدای هر پرواز، مهمانداران توضیحات ایمنی را برای مسافران ارائه میکنند و به آنها میگویند در صورت بروز شرایط اضطراری در حین پرواز چه اقداماتی باید انجام دهند. در این توضیحات، محل خروجیهای اضطراری و محل نگهداری جلیقههای نجات مشخص میشود. اما یک موضوع وجود دارد که هرگز درباره آن توضیحی داده نمیشود؛ اینکه چتر نجات شما کجاست؟ یا دلیل نبود چتر نجات در هواپیما چیست؟
این موضوع شاید عجیب به نظر برسد، زیرا چترهای نجات از دهه ۱۹۱۰ میلادی جان خلبانان و پروازکنندگان را نجات دادهاند؛ تنها چند سال پس از پرواز تاریخی برادران رایت در سال ۱۹۰۳ میلادی. در واقع، نخستین استفاده موفق از چتر نجات حتی به قرن هجدهم بازمیگردد؛ زمانی که آندره-ژاک گارنرن توانست با موفقیت از یک بالن هوای گرم با چتر نجات فرود بیاید.
با این حال، دلایل بسیار مهمی وجود دارد که باعث شده هنگام سوار شدن به یک هواپیمای مسافربری، به هر مسافر یک چتر نجات تحویل داده نشود.
یکی از بزرگترین مشکلات، ارتفاع پرواز است. هواپیماهای مسافربری معمولاً در ارتفاع حدود ۳۵ هزار فوت یا بیشتر پرواز میکنند و برخی پروازهای طولانی حتی از ارتفاع ۴۰ هزار فوت نیز عبور میکنند.
شاید زمانی که در ارتفاع ۳۷ هزار فوتی در حال نوشیدن یک فنجان قهوه هستید، این موضوع را فراموش کنید، اما تنها چند سانتیمتر بدنه هواپیما شما را از دماهای یخزده و هوایی که برای تنفس بیش از حد رقیق است جدا میکند.
علاوه بر این، هواپیماهای مسافربری با سرعتهای بسیار بالایی حرکت میکنند که در برخی موارد به حدود ۵۷۵ مایل در ساعت میرسد.
مشکل دیگر این است که اکثر مسافران هیچ آموزشی برای استفاده از چتر نجات ندیدهاند. به بیان ساده، تصور صدها مسافر که با دمپایی و لباسهای تعطیلاتی از هواپیما خارج شوند و بدون هیچ دانشی از پرش با چتر، وارد جریان هوایی با دمای منفی ۵۰ درجه سانتیگراد و سرعت ۵۰۰ مایل در ساعت شوند، سناریویی نیست که پایان خوشی داشته باشد.
چرا ماندن در هواپیما امنتر است؟

برای درک بهتر اینکه چرا مسافران بدون چتر نجات ایمنتر هستند، کافی است به حادثهای که در ۲۴ ژوئن ۱۹۸۲ میلادی رخ داد نگاه کنیم.
در آن روز، یک هواپیمای بوئینگ 747-200 متعلق به خطوط هوایی بریتانیا ناخواسته وارد یک ابر خاکستر آتشفشانی شد. این خاکستر باعث از کار افتادن موتورهای هواپیما شد و هواپیما حدود ۲۵ هزار فوت سقوط کرد تا اینکه خلبان موفق شد موتورها را دوباره روشن کرده و یک فرود اضطراری موفق انجام دهد.
اگر در آن هواپیما چتر نجات برای مسافران وجود داشت و خلبان تصمیم میگرفت از آنها استفاده شود، نتیجه احتمالاً پراکنده شدن صدها مسافر در سطح وسیعی از اقیانوس بود.
در واقع هیچ شرایطی وجود ندارد که خاموش کردن چراغ بستن کمربند ایمنی و روشن کردن یک چراغ فرضی با عنوان «آماده پرش با چتر نجات شوید» اقدامی منطقی و عملی باشد.
حتی در شرایطی که ارتفاع هواپیما برای بقا مناسب باشد و امکان باز کردن درهای کابین وجود داشته باشد — که این موضوع تنها زمانی امکانپذیر است که هواپیما بدون فشار کابین و در ارتفاع کمتر از ۱۰ هزار فوت قرار داشته باشد — باز هم تصور اینکه مسافران وحشتزده و بدون آموزش چتر نجات، بهصورت منظم صف بکشند، یکی پس از دیگری از هواپیما بیرون بپرند و سالم روی زمین فرود بیایند، کاملاً غیرواقعبینانه است.
هواپیماهای مدرن بسیار ایمن هستند
هواپیماهای مسافربری امروزی فوقالعاده ایمن هستند و سفر هوایی همچنان امنترین روش حملونقل محسوب میشود.
دادن چتر نجات به مسافران احتمالاً تأثیر مثبتی بر این آمار نخواهد داشت. چتر نجات تنها در شرایط خاصی قابل استفاده است و شرایطی که برای عملکرد صحیح آن لازم است، تقریباً هیچگاه در پروازهای تجاری و مسافربری فراهم نمیشود.
این موضوع نیز کشف تازهای نیست. حتی در سال ۱۹۳۱ میلادی، شرکتهای هواپیمایی معتقد بودند که به دلیل سرعت وقوع سوانح هوایی، چتر نجات برای مسافران عملاً کاربردی ندارد.
شاید ایدهای که کمی منطقیتر به نظر برسد، استفاده از سیستمهایی شبیه چتر نجات کامل بدنه هواپیما باشد که در برخی هواپیماهای شرکت سیروس (Cirrus) استفاده میشود. در این فناوری، به جای نجات جداگانه هر سرنشین، کل هواپیما توسط یک چتر بزرگ فرود میآید.
با این حال، وزن زیاد، ابعاد بزرگ، هزینه بالا و تردیدها درباره میزان اثربخشی چنین سیستمی باعث شده است که احتمالاً در آینده نزدیک شاهد استفاده از آن در هواپیماهای مسافربری نباشیم.


