آینده هوش مصنوعی (AI) این روزها یکی از مهمترین دغدغههای اقتصادی جهان است. پرسش اصلی این است: آیا سرمایهگذاریهای عظیم فعلی در AI به یک رونق پایدار منجر میشود یا درست مانند برخی فناوریهای گذشته، به یک سقوط بزرگ خواهد انجامید؟
برای یافتن پاسخ، تحلیلگران increasingly به مقایسههای تاریخی روی آوردهاند؛ از خطوط راهآهن قرن نوزدهم گرفته تا کابلهای فیبر نوری دهه ۱۹۹۰. اما یک قیاس جدید بیش از همه توجهها را جلب کرده است: انفجار و سقوط صنعت نفت شِیل آمریکا در دهه ۲۰۱۰.
شیل و هوش مصنوعی؛ شباهتی فراتر از یک استعاره
در میانه دهه ۲۰۱۰، انقلاب شیل ایالات متحده—که بهواسطه فناوری فراکینگ امکانپذیر شد—این کشور را به بزرگترین تولیدکننده نفت و گاز جهان تبدیل کرد. این جهش، مزیتهای ژئوپلیتیکی بزرگی داشت، اما برای بسیاری از شرکتها و سرمایهگذاران، تجربهای تلخ و زیانبار بود.
دلیل این وضعیت ساده بود: سرمایهگذاری عظیم، رشد سریع، و سپس سقوط قیمتها بهدلیل اقدام عربستان و اوپک در ۲۰۱۴ برای بازپسگیری سهم بازار.
اکنون برخی تحلیلگران معتقدند AI امروز در مسیری مشابه حرکت میکند.
هوش مصنوعی؛ از شرکتهای ایدهمحور تا غولهای داراییمحور
طبق تحلیل جف کَری، کارشناس ارشد شرکت Carlyle، شرکتهای AI در حال عبور از مرحله «سبک و ایدهمحور» به دورهای هستند که مجبورند مانند صنایع سنتی، در داراییهای سنگین سرمایهگذاری کنند—از جمله دیتاسنترهای عظیم، نیروگاههای اختصاصی و زیرساختهای انرژی.
او میگوید:
دهه ۲۰۲۰ در حال تبدیل شدن به دورهای است که بیتها با اتمها ترکیب میشوند و کالاهای جدیدی مانند رمزارز و توان محاسباتی AI شکل میگیرد.
در این چارچوب، خروجی دیتاسنترهای AI دیگر صرفاً یک سرویس دیجیتال نیست؛ بلکه شبیه یک کالای انرژی محاسبه میشود و ارزش آن بر اساس «دلار بر ساعت محاسبات» سنجیده میشود.
همین موضوع ریسکپذیری صنعت را بالا میبرد—مشابه جهش تولید نفت شیل که عرضه فراوان آن در نهایت قیمتها را پایین آورد و بسیاری از سرمایهگذاران را زمینگیر کرد.
چین، عربستان جدیدِ دنیای AI؟
کَری در مقایسهای جنجالی میگوید همانطور که نفت ارزان عربستان در دهه ۲۰۱۰ رقبا را به دردسر انداخت، رایانش ارزان چینی نیز میتواند بازار AI را دگرگون کند.
اگر چین بتواند توان محاسباتی ارزان و گسترده ارائه کند، سناریویی شبیه سقوط قیمت نفت شیل ممکن است در AI تکرار شود.
هنری گلدویْن، شریک سرمایهگذاری OMERS، نیز این قیاس را تأیید کرده و چین را «اوپکِ بالقوه دنیای محاسبات هوش مصنوعی» نامیده است.
نقش سیاست و قدرت در آینده AI
در نگاه گلدویْن، انتخاب برندگان و بازندگان عصر AI تنها به بازار وابسته نیست؛ بلوک غرب در حال ساخت یک چارچوب ژئوپلیتیکی و اقتصادی جدید به نام «پاکت تکنودلار» است که بر اساس آن:
- آمریکا: امنیت و مقیاس
- اروپا و کانادا: کاهش کربن و سازگاری اقلیمی
- ژاپن و کره: تابآوری زنجیره تأمین و حمایت از قهرمانان داخلی
این مجموعه استانداردها تعیین میکند کدام شرکتها اجازه ورود به این اکوسیستم را خواهند داشت و چه کسانی بیرون خواهند ماند.
تفاوتهای کلیدی با صنعت شیل
با وجود شباهتها، کارشناسان به تفاوتهای مهمی بین AI و شیل اشاره میکنند:
- در AI بحث انحصار مطرح است؛ چیزی که در بازار جهانی نفت اساساً جایگاهی نداشت.
- تقاضا برای انرژی قابل پیشبینی بود، اما تقاضا برای محاسبات AI با سرعتی نمایی رشد میکند.
- شیل شکست نخورد؛ بلکه آنقدر موفق شد که بازار جهانی انرژی را متحول کرد—اما سرمایهگذاران بسیاری در این مسیر زیان دیدند.
گلدویْن در اینباره مینویسد:
تناقض شیل این بود که موفقیتی عظیم در سطح جهانی رقم زد، اما سرمایهها را از بازده محروم کرد. هوش مصنوعی نیز در مسیر مشابهی از وفور و فراوانی قرار دارد.
آینده AI؛ رونق پایدار یا سقوط پرهزینه؟
پرسش اصلی این است که آیا AI نیز مانند نفت شیل وارد چرخهای از سرمایهگذاری سنگین، رشد سریع، فراوانی عرضه و سپس کاهش بازده خواهد شد؟
یا اینکه ترکیب فناوری، تورم داده، نقش کشورهای تعیینکننده و رقابت ژئوپلیتیکی مسیر دیگری برای آن رقم خواهد زد؟
پاسخ هنوز روشن نیست؛ اما آنچه قطعی بهنظر میرسد این است که AI نه صرفاً یک فناوری دیجیتال، بلکه یک صنعت انرژیبر، سرمایهبر و احتمالاً پرریسک است که قوانین جدیدی برای اقتصاد جهانی خواهد نوشت.


