با وجود شواهد علمی فراوان که نشان میدهد تشویق و تقویت مثبت مؤثرتر از تنبیه و فریاد زدن است، بسیاری از مربیان ورزشی هنوز از روشهای پرخاشگرانه برای هدایت بازیکنان خود استفاده میکنند. این مقاله از مجله اینترنتی اسید هولیک به بررسی دلایل فرهنگی، روانی و تاریخی پشت این رفتار میپردازد.
فریاد؛ میراثی از گذشته در دنیای ورزش
در بیشتر محیطهای آموزشی و کاری، فریاد زدن بر سر دیگران نوعی رفتار ناپسند یا حتی مجازاتپذیر تلقی میشود. معلمی که بر سر دانشآموز فریاد میزند، احتمالاً شغل خود را از دست میدهد و مدیری که در محیط کار فریاد میکشد، ممکن است با شکایت منابع انسانی روبهرو شود.
اما در ورزش، بهویژه در تیمهای حرفهای، فریادهای مربیان همچنان صحنهای عادی است و حتی گاهی بهعنوان «نشانهای از اشتیاق» تعبیر میشود.
پرسش این است: وقتی روانشناسی مدرن ثابت کرده است که تقویت مثبت و رفتار حمایتی در تغییر پایدار عملکرد مؤثرترند، چرا مربیان ورزشی همچنان به روشهای تنبیهی متوسل میشوند؟
ریشههای تاریخی: از «انضباط آهنین» تا «تقلید از قهرمانان قدیمی»
رفتار فریاد زدن در میان مربیان را میتوان به چند عامل تاریخی و فرهنگی نسبت داد. بسیاری از مربیان امروزی از الگوهایی الهام گرفتهاند که در دهههای گذشته با همین روشها موفق به کسب قهرمانی شدهاند.
چهرههایی چون بابی نایت در بسکتبال یا بیل بلیچیک در فوتبال آمریکایی، سالها با رفتار خشن و انتقادی در کنار زمین شناخته میشدند. اما همانطور که پژوهشگران یادآور میشوند، همبستگی بین فریاد و موفقیت بهمعنای رابطه علّی نیست؛ این مربیان معمولاً در تیمهایی با استعدادهای برتر و امکانات ممتاز فعالیت میکردند، که موفقیت را بدون نیاز به فریاد نیز تضمین میکرد.
بهعبارت دیگر، «پیروزیهای گذشته» لزوماً حاصل پرخاشگری مربیان نبوده، بلکه نتیجه ترکیب استعداد، منابع و ساختار تیمی قدرتمند بوده است.
روانشناسی فریاد: از استرس تا یادگیری ناکارآمد
از دیدگاه علمی، فریاد زدن نوعی استرس حاد در فرد مقابل ایجاد میکند. تحقیقات نشان دادهاند که قرار گرفتن در معرض صدای بلند و لحن تهدیدآمیز باعث افزایش ترشح هورمون کورتیزول میشود. سطح بالای این هورمون، در بلندمدت به تضعیف تمرکز، حافظه و توانایی تصمیمگیری منجر میگردد.
به همین دلیل، اگرچه ممکن است بازیکن پس از فریاد مربی در لحظه واکنش سریعتری نشان دهد، اما یادگیری پایدار و عملکرد بلندمدت او آسیب میبیند.
در مقابل، تقویت مثبت – یعنی تأکید بر نکات درست و موفقیتهای جزئی – سبب افزایش انگیزه درونی، اعتمادبهنفس و در نهایت خلاقیت ورزشی میشود.
فشار محیطی و توجیهات فرهنگی
بخش قابل توجهی از رفتارهای پرخاشگرانه در ورزش ناشی از فشار شدید روانی و مالی است. مربیان حرفهای در محیطهایی کار میکنند که شکست، جایگاه شغلی و درآمد آنها را تهدید میکند. در چنین فضایی، کنترل هیجانات دشوارتر میشود و فریاد زدن گاه بهعنوان تخلیه روانی یا ابزار اقتدار بهکار میرود.
از سوی دیگر، فرهنگ سنتی ورزش در بسیاری از کشورها هنوز بر پایهی «انضباط سختگیرانه» شکل گرفته است. نسلهای قدیمیتر مربیان، باور دارند که سختگیری و برخورد قاطع لازمهی موفقیت است؛ حتی اگر شواهد علمی خلاف آن را نشان دهد.
یافتههای پژوهشی: تأثیرات منفی بر انگیزه و سلامت روان
مطالعات متعدد در حوزه روانشناسی ورزشی نشان دادهاند که فریاد و تنبیه کلامی نهتنها انگیزه بازیکنان را کاهش میدهد، بلکه در برخی موارد آثار مشابه تروما (آسیب روانی) ایجاد میکند.
در پژوهشی که بر روی ورزشکاران نوجوان انجام شد، بیش از ۴۵ درصد از شرکتکنندگان گفتهاند توسط مربیان خود مورد «رفتار کلامی توهینآمیز» قرار گرفتهاند. از این میان، حدود یکسوم علائم اضطراب، بیاعتمادی و گاه اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را گزارش کردهاند.
چنین تجربیاتی نهتنها استعداد ورزشی را خاموش میکند، بلکه میتواند باعث ترک زودهنگام ورزش در سنین نوجوانی شود.
مربیان موفق بدون فریاد
شواهد تاریخی نیز نشان میدهد که موفقیت ورزشی لزوماً به فریاد وابسته نیست.
مربیان افسانهای همچون جان وودن (با ۱۰ قهرمانی NCAA)، فیل جکسون (با ۱۱ قهرمانی NBA) و کارلو آنچلوتی در فوتبال اروپا، همگی به آرامش، نظم ذهنی و احترام متقابل میان بازیکن و مربی مشهورند.
آنچلوتی جملهای معروف دارد:
هرچه بیشتر فریاد بزنی، کمتر شنیده میشوی.
این رویکردهای آرام اما قاطع، بر پایهی اعتماد، خودنظارتی و انگیزه درونی بنا شدهاند؛ اصولی که روانشناسی مدرن نیز آنها را مؤثرترین روشهای آموزش میداند.
تجربه ژاپن: تورنمنت بدون فریاد
در کشور ژاپن نیز تجربهای جالب در حال گسترش است. «نائومی ماسوکو»، بازیکن سابق تیم ملی والیبال، در سال ۲۰۱۵ مسابقهای برای نوجوانان راهاندازی کرد که در آن مربیان حق فریاد زدن یا سرزنش بازیکنان را نداشتند.
در صورت تخلف، مربی موظف بود ماسکی با علامت X قرمز بر صورت بزند!
جالب آنکه تیمهای شرکتکننده در این رویداد نهتنها افت نکردند، بلکه عملکرد بهتری نشان دادند و قهرمانان همان تورنمنت در سطح ملی نیز به موفقیت رسیدند.
جمعبندی: تغییر از اقتدار به اعتماد
بر اساس شواهد علمی و تجربیات مربیان بزرگ، دوران فریاد و تنبیه در ورزش حرفهای باید به پایان برسد.
رفتارهای حمایتی، ارتباط محترمانه و تشویق آگاهانه، نهتنها باعث رشد فردی بازیکنان میشود بلکه در نهایت به موفقیت تیمی پایدار میانجامد.
در جهانی که علم روانشناسی نقش پررنگتری در ورزش یافته، مربی موفق کسی است که بتواند با آرامش، اعتماد و احترام هدایت کند — نه با فریاد.


