شادی. این واژه برای همه ما آشناست و حس آن را دقیقاً میشناسیم. تقریباً هر کسی دستکم یکبار آن را تجربه کرده و بیتردید یکی از مطلوبترین احساسات انسانی به شمار میرود. اما شادی واقعاً به چه معناست؟
بر اساس تعریف فرهنگلغت، واژه «شادی» از ریشه «شاد» گرفته شده و به معنای احساس لذت، خشنودی، آرامش یا سرخوشی است. شادی میتواند به صورت ظاهری در چهره نمایان شود یا در عمق روح احساس گردد؛ حالتی که با واژههایی چون سعادت، برکت و آرامش درونی توصیف میشود.
منابع رایج شادی از نگاه مردم
شادی معمولاً نتیجه یک یا چند منبع است. مردم اغلب در پی این منابع هستند و آنها را عامل اصلی شادی میدانند: ثروت فراوان، موقعیت بالا در شغل یا جامعه، زندگی با عشق واقعی، یا کسب بهترین نمرات در دوران دانشجویی. اما آیا اینها واقعاً منبع پایدار شادیاند؟ آیا افزایش این عوامل لزوماً به افزایش سطح شادی منجر میشود؟
مطالعات متعدد در نقاط مختلف جهان نشان دادهاند که سطح شادی با افزایش درآمد تا نقطهای مشخص بالا میرود، اما پس از آن حتی با ادامه افزایش درآمد، ممکن است کاهش یابد. همین الگو در مورد موقعیت اجتماعی، روابط و نمرات تحصیلی نیز مشاهده شده است. جالبتر آنکه پژوهشها حاکی از آن است که فاصله شادی میان کسی که دقیقاً به آنچه انتظار داشته رسیده، کسی که کمتر از انتظار دریافت کرده و کسی که بیشتر از انتظار به دست آورده، بسیار اندک است.
قدردانی؛ منبع واقعی شادی پایدار
پس چه چیزی میتواند شادی طولانیمدت به همراه آورد؟ موارد ذکرشده میتوانند منبع شادی باشند، اما نکته اصلی این است که چگونه میتوان حتی با مقدار کمتر یا بیشتر از انتظار، آنها را به منبع شادی تبدیل کرد. پاسخ نهایی که از تجربیات، درسآموختهها و توصیههای متعدد به دست آمده، توانایی قدردانی است.
وقتی قدردان هستیم، برای هر آنچه به دست آوردهایم یا رخ داده، سپاسگزار میشویم و احساس رضایت میکنیم. مثبت میاندیشیم و باور داریم که همه اینها برای ما بهترین است. برای مثال، فردی که آرزو داشت در شرکت «الف» مشغول به کار شود اما در شرکت «ب» پذیرفته شد، اگر قدردان باشد، این اتفاق را بهترین سرنوشت خود میداند. او ممکن است تصور کند که حضور در شرکت «الف» با آشفتگی همراه میشد و اکنون میتواند در شرکت «ب» بهترین عملکرد را داشته باشد. یا وقتی کسی هنگام بریدن سیب زخمی میشود، آن را یادآوری برای دقت بیشتر میبیند تا از آسیبهای بزرگتر جلوگیری کند.
پیوند علمی قدردانی و شادی
مطالعات و تجربیات بسیاری نشان دادهاند که قدردانی زندگی را پربارتر میکند و شادی به همراه میآورد. سطح شادی همواره با سطح توانایی قدردانی همبستگی دارد. فرد قدردان همیشه مثبت میاندیشد و برای هر آنچه رخ داده یا در اختیار دارد، ارزش قائل است. وقتی این توانایی را در خود پرورش دهیم، به منبع واقعی شادی دست مییابیم؛ زیرا روح را به آرامش میرساند.
قدردانی باید در عمل نمایان شود
قدردانی تنها در ذهن و قلب نمیماند؛ باید با عمل همراه شود تا تثبیت گردد. عمل قدردانی یعنی قرار دادن هر آنچه داریم در مناسبترین جایگاه. اگر ثروتی به دست آوردهایم، بخشی از آن را با نیازمندان به اشتراک بگذاریم. اگر شغل مطلوبی پذیرفتهایم، تمام توان خود را در آن به کار گیریم. و اگر چیزی مطابق میل ما پیش نرفت، آن را بپذیریم اما برای اصلاح کاستیهای قبلی تلاش کنیم.
چگونه قدردانی را تمرین کنیم؟
قدردانی در حالت خشم، اندوه یا آشفتگی ذهنی دشوارتر است. اما آیا در چنین شرایطی غیرممکن است؟ خیر. همه میدانند که تمرین، انسان را به مهارت میرساند. قدردانی نیز با تمرین آسانتر میشود: لذت بردن و ارزش نهادن به چیزهای کوچک، آرام کردن ذهن هر صبح برای آغاز روز جدید، و مرور رویدادهای روز در پایان شب و ارزشگذاری بر آنها. هرچه بیشتر تمرین کنیم، قدردانی آسانتر میشود و شادی بیشتری نصیب ما خواهد شد.
در نهایت، شادی پایدار بیش از آنکه به مقدار آنچه داریم وابسته باشد، به نگاه ما به آنچه داریم وابسته است. قدردانی، آن نگاه را تغییر میدهد و آرامشی عمیق و ماندگار به ارمغان میآورد.


