بیش از سه سال از عرضه ChatGPT میگذرد؛ ابزاری که موج گسترده هوش مصنوعی مولد را به راه انداخت و خیلی زود به پدیدهای فراگیر تبدیل شد. پس از OpenAI، نسل جدیدی از دستیارهای هوش مصنوعی مانند Gemini، Copilot و Alexa+ نیز وارد میدان شدند. خطرات این فناوریها، از جمله نقض حریم خصوصی، انتشار اطلاعات نادرست با اطمینان کامل، چاپلوسی بیش از حد و حتی تشویق رفتارهای پرخطر، بهخوبی مستند شدهاند.
در اواسط سال ۲۰۲۵ میلادی، یک مقاله پژوهشی از مؤسسه MIT بحث گستردهای را به راه انداخت: آیا ChatGPT ما را کمهوشتر میکند؟ این پژوهش مفهوم «بدهی شناختی» (Cognitive Debt) را در ارتباط با استفاده از چتبات OpenAI مطرح کرد و توجه زیادی را به خود جلب نمود.
کارشناسان MIT سه گروه را مأمور نوشتن یک مقاله کردند. گروه اول فقط از توانایی ذهنی خود استفاده کرد، در حالی که دو گروه دیگر برای انجام همان کار از جستجوی وب و ChatGPT کمک گرفتند. فعالیت مغزی شرکتکنندگان با استفاده از الکتروانسفالوگرافی (EEG) و بر اساس میزان ارتباطات عصبی اندازهگیری شد.
نتایج نشان داد افرادی که از ChatGPT استفاده کرده بودند، کمترین میزان ارتباط عصبی را در طول آزمایش داشتند. این موضوع میتواند نشانه کاهش فعالیت شناختی باشد و معمولاً با ضعف در یادآوری اطلاعات نیز ارتباط دارد.
پژوهشگران اعلام کردند:
کاربران مدلهای زبانی بزرگ (LLM) در طول چهار ماه بهطور مداوم از نظر عصبی، زبانی و رفتاری عملکرد ضعیفتری داشتند.
آنها همچنین تأکید کردند که استفاده از این مدلها هزینهای شناختی به همراه دارد.
البته این نخستین و احتمالاً آخرین پژوهش در این زمینه نخواهد بود. تحقیقی که در Medical Research Archive منتشر شد به این نتیجه رسید که «وابستگی بیش از حد» به ابزارهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT میتواند مهارتهای شناختی ضروری را تضعیف کند.
این پژوهش همچنین تأکید کرد که برای حفظ تواناییهای طبیعی ذهن انسان باید تعادلی میان تلاش انسان و ماشین برقرار شود. برایان دبلیو استون، دانشیار روانشناسی شناختی در دانشگاه ایالتی بویز، مینویسد:
چالش، اصطکاک ذهنی و تلاش فکری، عناصر حیاتی در فرآیند یادگیری، به خاطر سپردن اطلاعات و تقویت ارتباطات عصبی در مغز هستند.
به نظر میرسد راحتی و سهولت استفاده از این ابزارها یکی از عوامل تکرارشوندهای است که میتواند به مهارتهای شناختی آسیب برساند، هرچند این تأثیرات لزوماً برای همه افراد یکسان نیست.
وقتی راحتی به وابستگی تبدیل میشود
یک پژوهشگر دکترای ساکن دهلی که در زمینه آموزش و یادگیری زبان فعالیت میکند، میگوید:
گاهی احساس میکنم بدون هوش مصنوعی ناتوان هستم.
این پژوهشگر ۲۸ ساله افزود:
اشتیاقم برای خلاقیت را از دست دادهام.
او که در آستانه ارائه پایاننامه خود در یکی از برترین دانشگاههای هند قرار داشت، توضیح داد که ابزارهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT حدود ۶۰ درصد از حجم کاری او را کاهش دادهاند؛ بهویژه در زمینه پردازش دادههای تجربی و پژوهشی.
او مستقیماً نگفت که ChatGPT توانایی یادگیری یا پردازش اطلاعاتش را کاهش داده است، اما تأکید کرد که سهولت استفاده و گستردگی دانش این ابزار باعث شده تا به آن «بسیار وابسته» شود.
این پژوهشگر همچنین اشاره کرد که دسترسی رایگان به نسخههای پولی ابزارهای هوش مصنوعی از طریق شناسه دانشگاهی، انگیزه بیشتری برای استفاده از این دستیارها فراهم کرده است.
دانشجوی دیگری که نخواست نامش فاش شود نیز گفت که «تقریباً همه» دانشجویان کلاس او برای انجام تکالیف از ChatGPT استفاده میکنند؛ تا جایی که مسئولان دانشگاه مجبور شدهاند اطلاعیههایی درباره عدم پذیرش محتوای تولیدشده توسط ChatGPT منتشر کنند.
این دانشجو که در رشته مددکاری اجتماعی در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل میکند، گفت:
فقط یک بار از آن استفاده کردم و حالا کار کردن بدون آن خیلی سخت شده است.
نگرانی دیگری که پژوهشگران مطرح میکنند
پژوهشی از دانشگاه لنکستر نشان داد که استفاده از چتباتهایی مانند ChatGPT و Gemini تأثیر قابلتوجهی بر نتایج یادگیری یا میزان مشارکت دانشجویان نداشته است.
با این حال، این مطالعه به جنبه منفی دیگری اشاره کرد. طبق یافتههای پژوهشگران، اتکای بیش از حد به ابزارهای هوش مصنوعی برای یافتن اطلاعات و رفع ابهامها میتواند دانشجویان را از محتوای اصلی درسی که توسط استادان و متخصصان انسانی ارائه میشود، دور کند.
این گزارش همچنین تأکید میکند که کیفیت تعاملات نقش بسیار مهمی دارد. درک عمیق موضوعات، بازخورد شخصیسازیشده، راهنمایی مستمر و توضیحاتی که از سوی یک متخصص انسانی ارائه میشود، همچنان نسبت به تعامل با یک چتبات هوش مصنوعی برتری دارد؛ بهویژه زمانی که احتمال دریافت پاسخهای نادرست یا گمراهکننده از هوش مصنوعی وجود داشته باشد.


